رضا قليخان هدايت
924
مجمع الفصحاء ( فارسي )
ديدم به زير حلقهء زلفين آن نگار * دربند عاشقى چو دلم صد هزار دل فرمانگذار دلبر و طاعتنماى من * طاعتنماى داده به فرمانگذار دل من دل سپار و آن بت مهروى دلپذير * كى جز به دلپذير دهد دلسپار دل دل را بدان نگار سپردم كه داشتم * زو چون نگارخانهء چين پرنگار دل تابى است در دلم ز رخ آبدار دوست * كان را به پيش كس نكند آشكار دل در آبدار عارض او بنگريستم * شد آبدار ديده و شد تابدار دل گردد هرآن كسى كه چو من عشق پيشه كرد * هم پرسرشك ديده و هم پرشرار دل دادم به بادسارى دل را به باد عشق * نشگفت اگر به باد دهد بادسار دل كارى كنم كه باز خداوند دل شوم * بندم به نظم مدح خداوندگار دل سلطان على كه همچو على بدسگال را * در سينه بگسلد به سر ذو الفقار دل شاهى كه بىمحبت او هيچ خلق را * اندر ميان سينه نگيرد قرار دل